به دنبال آب، امّا سراب!

متنی در معرفی اجمالی جریان شیخ علی اکبر تهرانی. این متن توسط یکی از افراد مطلع و حاضر در جلسات این جریان به نگارش درآمده است.

 

یک هیأت معمولی؟!: ظاهر امر بسیار ساده است. هیأتی هفتگی است و گاه به مناسبت‌های مذهبی، تعدادی از متدینین دور هم جمع می‌شوند و«استاد» از ترجمه احادیث، بیشتر از کتاب اصول کافی، و ترجمه آیات قرآن، مطالبی را به صورت پند و وعظ به مستمعین متذکر می‌شود. «استاد» چاشنی سخنانش را گاه شکایت از وضع موجود، بدحجابی، برنامه‌های تلوزیون و گاه گوشه کنایه‌هایی به دولت‌ها و نیش‌هایی به نظام و تلویحا رهبری، و مدح و ستایش خود و افراد شرکت کننده در این جلسات می‌کند.

اما مشکل از آن جا شروع می‌شود که طی تصویر ترسیم شده در این جلسه، اسلام، دین داری، علم و فضائل منحصر به این جلسه و شخص «استاد» می‌شود. آقای تهرانی کم‌ترین نقد و مخالفت را برنمی‌تابد و منتقدین خود و هیأت علی اکبر را صراحتا دشمن اسلام و کافر و جهنمی، و موافقان سبک و سلوک خود را بهشتی محسوب می‌کند.

در جای جای سخنان و اعمال این شخص، نوعی تجحر، قشری‌گری و دگماتیسم حاکم است. او با دیدگاهی بسته به آیات و روایات می‌نگرد و و با هوای نفس و خودشیفتگی بیش از حد، سخنان خود را آغشته می‌کند.

زندگی خانوادگی: از گذشته‌ی خانوادگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. مطالبی که در این باره گفته می‌شود، همه برگرفته از صحبت‌های آقای تهرانی و نوه‌ی اوست.

تغییر نام: اسم اصلی ایشان آقای «اکبر گرویی» است که بعدها خود را «علی اکبر تهرانی» نامیده است. او به گفته‌ی خود قبلا لوکس‌فروش بوده است.

خانواده بی تقیّد: ظاهرا آقای تهرانی، خانواده‌ای لاابالی داشته که شرب خمر در بینشان رایج بوده است، و یکی از کرامت‌هایی که برای ایشان ذکر می‌شود، این است که توانسته خود را در چنین خانواده ای حفظ کند و آلوده به آن گناهان نشود.

فقدان همسر: بنا به گفته‌ی خود ایشان، همسرش سال‌ها پیش از دنیا رفته است. آقای تهرانی به کرات عنوان می‌کند که تنهاست. در صحبت‌های خانم تهرانی، این تنها ماندن و ازدواج نکردن ایشان مایه‌ی فضیلت ایشان محسوب و فداکاری برای دین خدا قلمداد میشود. میگوید یکی از دلایلی که آقای تهرانی بر ائمه اطهار (علیهم السلام) برتری دارند! همین تجرد ایشان است. همه‌ی ائمه ازدواج کرده بودند، اما آقای تهرانی به خاطر دین خدا، و ترس از مخالفت همسر آینده با جلسات هیأت، ازدواج نکرده است.

نوه‌ی وفادار: «زهرا شریفی»، معروف به «خانم تهرانی»، با مدرک دیپلم، و فاقد تحصیلات حوزوی یا دانشگاهی است که همان طور که گفته شد مسئول برگزاری جلسات خانم‌هاست. این خانم، حدود ۳۰ ساله است و از آنجا که جلسات وی، بر خلاف جلسات پدربزرگ ضبط نمی‌شوند، به راحتی هر ادعایی را مطرح می‌کند.

حمله سه جانبه: به نظر می‌رسد در اوایل کار، این جلسه با نیت خیر شروع شده است و قریب به ۴۰ سال ادامه یافته است. اما از آنجا که شیخ اکبر تهرانی علم و سواد کافی ندارد و از تحصیلات حوزوی و دانشگاهی و مطالعه کتب مرجع بی‌بهره است و استادی نیز نداشته است، و از طرف دیگر مدح و ستایش اغراق آمیز زیادی از مریدان خود شنیده است، و از طرف سوم، با تبلیغات و مدح افراطی خانم تهرانی از پدر بزرگ، به تدریج امر بر وی و مریدانش مشتبه شده است و موجب ادعاهای عجیب و خطرناک از سوی ایشان شده است.

حسادت به رقبا: حقد و حسد عجیبی به هیئات و محافل مذهبی پر رونق دیگر دارد. به کرات میگوید: «هزاران نفری که در آن جا جمع میشوند، به اندازه یک نفر شما (اهل هیأت علی اکبر) هم ارزش ندارند. »

ادیب فحاش: تا چند سال پیش بر روی نوارهای کاست او، مریدانش عنوان «ادیب و دانشمند» را به او نسبت می‌دادند. حال، CDها و پوسترهای تصاویر و سخنان او، لقب «عالم ربانی ارواحنا فدا» (و نه فداه!) را یدک می‌کشند. اما همین ادیب و عالم ربانی، به راحتی درباره مخالفان هیأت و گنه‌کارانی نظیر بدحجابان از واژه‌های سخیف و مستهجن به کرات استفاده می‌کند.

دین دوستان روحانی‌ستیز: با توجه به قدمت و سابقه دیرینه، غیر از افرادی که آمده‌اند و تهی و پوچی شخصیت کاریزماتیک واهی آقای تهرانی را دیده و رفته‌اند، افراد زیادی از افراد پولدار، تحصیل‌کرده‌های دانشگاهی که به دین علاقه دارند، اما سواد مذهبی عمیقی ندارند و نوعاً روحیه روحانی ستیزی دارند، به علاوه افراد عادی کوچه و بازار، در این هیأت جمع می‌شوند.

استاد مراجع تقلید: مریدان آقای تهرانی، به راحتی از سیاست «هدف وسیله را توجیه می‌کند» استفاده می‌کنند و معجزات، کرامت‌ها و القاب و صفات دروغین به این شخص، نوه اش، و این جلسه نسبت می‌دهند. مثلا می‌گویند بزرگانی نظیر آیه الله مکارم شیرازی، یا حاج آقای قرائتی نه تنها این جلسه را تأیید می‌کنند، بلکه «پای سخنرانی آقای تهرانی می‌نشیند».

مفسر قرآن: آقای تهرانی سواد عربی ندارد. متن آیات و روایات را نمی‌تواند بخواند. به جای سوره حِجر، حَجَر می‌گوید. مریدان را نیز به خواندن ترجمه قرآن، به جای خواندن اصل آن تشویق و ترغیب می‌کند و خواندن عربی قرآن را بی فایده می‌ داند. در سایت خود، مریدانش بخش استفتائات راه انداخته بودند و پرسش و پاسخ احکام عملی و اعتقادی از ایشان را در آن می‌آوردند، که اخیراً به بخش پرسش و پاسخ تغییر داده‌اند، و در نهایت با مواجه شدن برخی مخالفت‌ها، آن را متوقف کرده‌اند.

استدلال عجیب: خانم تهرانی می‌گوید: «حدیث داریم که اگر کسی در آخرالزمان در دین خود ثابت باشد و ظهور را انکار نکند، با امام علی(ع) در قیامت هم درجه خواهد بود. شماها (مریدان هیأت) همان افراد هستید. آقای تهرانی که استاد شماست، از امام علی(ع) هم بالاتر است.» یا می‌گوید: «ائمه معصوم بودند، و هر چه کردند، وظیفه‌شان بود. ولی ایشان وظیفه‌ای ندارند»، و می‌گوید: «خدا می‌گوید اکبر بس است من دیگر از تو نمی‌خواهم ولی آقا کوتاه نمی‌آید.» یا «خدا می‌خواهد او را ببرد، ولی آقا می‌گویند می‌خواهند هنوز کار کنند و نمی‌آیند!»

 مدح شرک آلود: در اشعاری که هیأت علی اکبر را تمجید کرده‌اند، همه‌ی اولیا و انبیا و حتی ذات اقدس الهی را شاگرد استاد و توشه‌گیر از آن پنداشته اند. وقتی برخی از متدینین نسبتا اهل فکر این جلسه به این نوع اشعار اعتراض می‌کنند، بعد از آنکه اشعار به دست خود آقای تهرانی می‌رسد، نه تنها این سخنان شرک آلود و کفرآمیز را تقبیح نمی‌کند، می‌گوید این اشعار را خدا بر زبان گوینده جاری کرده است.

کلیددار بهشت و جهنم: استاد و مریدان شیفته ی او، به استناد خوابی که خود آقای تهرانی آن را نقل میکند، کلید بهشت و جهنم را در دست هیأت علی اکبر و استاد میدانند، و این ادعا را به امام زمان منتسب میکنند. آقای تهرانی با شرح و تفصیل خوابی را تعریف می‌کند و ضمن آن می‌گوید امام زمان به تازه درگذشته‌ای از اهل هیأت فرموده‌اند که کلید بهشت و جهنم دست او (آقای تهرانی) است. با همین استدلال، استاد و شاگردان، کسانی را که به هیأت آمده‌اند و حقیقتی را در آنجا ندیده‌اند، یا به هر دلیل از آنجا روی برتافته و لب به انتقاد از آنها گشوده‌اند، به راحتی دشمن تلقی می‌کنند، برای نابودی شان صلوات می‌فرستند، و تفسیق و تکفیر می‌کنند و تلویحا نجس می‌دانند، با این گفته که «خیالتان راحت باشد، ما استکان های چای را آب میکشیم!» حال این فرد مخالف خواه غریبه باشد، خواه دوست و آشنا، خواه برادر یا پدر فرد. آقای تهرانی و نوه او، به راحتی توصیه به قطع رحم می‌کنند و تا کنون با همین خط کشی بهشتی و جهنمی، بنیان بسیاری از خانواده‌ها را از هم گسسته‌اند.

خبر از غیب: گاه این نوه و پدربزرگ از زندگی شخصی افراد خبرهای درستی می‌دهند که برای مریدانشان این شائبه به وجود می‌آید که از سوی خداوند و امام زمان به ایشان الهام شده است. همان طور که خود آقای تهرانی می‌گوید: «به من از بالا می‌رسد». اگر این نوع اخبار از نوع فالگیری و رمالی نباشد، ممکن است ایشان آشنا با تله پاتی باشند، یا با شیاطین واجنه در ارتباط باشند.

جلسه خصوصی: تمامی مفاد این مرقوم از جلسات عمومی آقای تهرانی که به صورت آن‌لاین نیز صوت و متن آن در دسترس است، و نیز جلسات عمومی خانم تهرانی، که شرکت آن برای عموم آزاد است، استخراج شده است.در کنار این جلسات علنی و عمومی، ایشان جلسات خصوصی نیز دائر می‌کنند که در آن جا سخنانی مطرح می‌شود که به گفته‌ی مریدان نزدیک به ایشان، «اگر بشنویم کافر میشویم!»

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

۵ پاسخ

  1. این مقاله اوّلین مقاله‌ای بود در نقد علی اکبر تهرانی رویید و لرزه بر اندام شیخ انداخت. هنوز کهنه نشده است. در لینک زیر ببینید:
    http://bynesh.blog.ir/1394/10/03/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%87%DB%8C%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C
    مقاله «به دنبال آب امّا سراب» را هم اوّلین بار بنده در کبر اکبر منتشر کردم. این را یکی از دوستان ما نوشته است.
    موضوع وبلاگ من نقد شیخ نیست ولی بنا دارم تولیدات خودم را در آن منتشر کنم. سایت شما را هم لینک دادم.

  2. ب گفت:

    این خانم هم تا دوم راهنمائی بیشتر درس نخوانده

  3. ف.ج گفت:

    توسخنرانیهاش میگفت تا اول دبیرستان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.