بر این باورم که بسیاری از کسانی که که شبهای جمعه در هیئت متوسلین به حضرت علی اکبر حاضر می شوند، با اخلاص و به منظور بهره مندی از معارف ثقلین (قرآن و عترت) در آن محفل حضور می یابند. بسیاری از آنها گمان می کنند که شیخ اکبر تهرانی نیز مانند افرادی چون میرزا اسماعیل دولابی و شیخ رجبعلی خیاط از معنویت و صفایی برخوردار است و از این رو محفل او را بر دیگر جلسات مذهبی ترجیح می دهند.

حال لازم است تا از خود این سوال را بپرسیم که آیا آنچه به دنبال آنیم را می توان در آن محفل و مجلس به دست آورد؟ آیا همینکه کسی ادعا کند که من چیزی جز قرآن و حدیث نمی گویم، کافی است تا ما دیگر شرایط و ویژگیهای یک سخنران مذهبی و جلسه مذهبی را در مورد او و جلسه اش مورد ارزیابی قرار ندهیم و ساده اندیشانه بگوییم که این محفل به نام اهل بیت بر پا می شود و در آن قرآن و حدیث گفته می شود و همین مقدار برای دریافت نمره قبولی کافی است.

برای رفع این توهم لازم است مجددا به این نکات توجه کنیم که:

کسی که در جایگاه مبیّن معارف دین قرار میگیرد حتما باید ملاکهایی را دارا باشد. اینگونه نیست که هرکس ریشی بلند کرد و عبایی به دوش کرد و هیبتی خاص برای خود شکل داد را بتوان صاحب صلاحیت دانست. ائمه نسبت به اینکه چه کسی معارف دینی را به مردم انتقال دهد، حساسیت داشتند. از این رو افراد برگزیده ای از اصحاب خود  را برای این امر تعیین می کردند.  اصحاب ائمه نیز نسبت به این امور حساس بودند و از آن بزرگواران همواره سوال می کردند که معارف دینی خود را از کدام یک از اصحاب و شاگردان شما فرا بگیریم؟

در روایتی آمده است:

ِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع‏ فِی قَوْلِهِ تَعَالَى‏ فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ‏  قَالَ إِلَى الْعِلْمِ الَّذِی یَأْخُذُهُ عَمَّنْ یَأْخُذُهُ؛ حضرت درباره آیه « انسان باید به غذای خود نظاره کند» فرمودند: به علمی که آن را دریافت می کند بنگرد که از چه کسی دریافت می کند. وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۵۱

بنا بر این روایت، در یادگیری آموزه های دینی باید نسبت به مربی و معلم آن، فراوان دقت کرد.

اولین شاخصه ای که باید مدنظر داشت، توانمندی علمی است. اینکه کسی کتاب حدیثی را باز کند و حدیثی را بدون اشراف به لوازم و مسائل پیرامونی آن از رو بخواند که هنر نیست. اگر به این شکل می شود سخنران شد، فکر میکنم ما این قابلیت را داریم که ۷۰میلیون سخنران داشته باشیم. حتی اینکه کسی مدتی را در محضر عالمی و پای منبر وی حضور داشته نیز دلیل نمی شود که بتواند انتقال دهنده معارف دینی باشد. بگذریم از اینکه شیخ اکبر خود را علامه دهر می داند و پا منبری های خود را ۶ ماهه کارشناس دینی می کند. این هم از عجائب روزگار ماست. چگونه می توان کسی را که گاه پاسخ ساده ترین سوالات را نمی داند و از سوی خود فتوا صادر می کند و با اعتماد به نفس کاذب آن پاسخها رو به صورت عمومی منتشر می کند، به عنوان یک سخنران مذهبی پذیرفت.

شاخصه دوم صلاحیت های اخلاقی است. رعایت چارچوبهای تقوا، تواضع و فروتنی، احترام به نظرات مخالف، رعایت ادب در گفتار و … جزء ویترین رفتارهای یک انسان متدین به ویژه عالم دینی است. متاسفانه هیچیک از این ملاکها را در شیخ اکبر نمی بینیم. (در مورد زهرا تهرانی هیچگونه سخنی به میان نمی آورم زیرا که او را رسواتر از آن میدانم که مورد ارزبابی قرار بگیرد). خودشیفتگی، بی ادبی های مکرر، منم منم زدنهای فراوان، تهدید مخالفان خود، معرفی خود و جلسه خود به عنوان معیار حق و باطل و … همگی نشان از عدم صلاحیت اخلاقی این شخص است.

و سخن آخر: تا دیر نشده یک بار دیگر منصفانه به موضوع بنگرید و از عاقبت آب ریختن به آسیاب این شخص و به ویژه زهرا تهرانی بترسید.