توجیهات شیخ نسبت به ادعای عصمت خود !!

بعد از انتشار گسترده کلیپی از ادعای شیخ اکبر تهرانی، که در آن خود را معصوم پانزدهم!!! مینامید. وی در سخنرانی هفته گذشته خود (۹۴/۰۹/۲۶) سعی در توجیه ادعای خود داشت.توصیه ما به جناب شیخ و مریدانش این است که به جای دست و پازدن برای توجیه اینچنین ادعاهای وقیحی، سکوت کنند.

** کلیپ سخنرانی شیخ در توجیه ادعای خود در ادامه مطلب قرار دارد.

** مدیر محترم کانال تلگرامی شبکه ادیان نیز متنی را در پاسخ به توجیهات شیخ منتشر نمده اند که در ادامه این مطلب باز نشر داده شده است.

** وبلاگ سراب هدایت (از منتقدان شیخ) نیز متنی را در پاسخ به توجیهات شیخ منتشر نموده، که در ادامه این مطلب باز نشر داده شده است.

توجیه

# برای دانلود کلیپ در دو کیفیت بالا و پائین روی لینک های زیر کلیک نمائید:

کیفیت پائین (۲مگابایت)

کیفیت بالا را می توانید در مطلب مربوطه در کانال ما در تلگزام دانلود نمائید.

www.telegram.me/groshangari

  • متن مدیر کانال تلگرامی شبکه ادیان

اگه یادتون باشه چند روز پیش کلیپ #معصوم_پانزدهم و ادعای آقای علی اکبر #تهرانی رو در شبکه ادیان منتشر کردیم. حالا ایشون جوابی دادن که خود این جواب هم جالبه. ایشون ضمن این که ما رو «احمق بیچاره کمتر از الاغ، کثیف، نفهم» خطاب کرده می گه «معصوم نباید امام باشه و نه امام زاده. بلکه به هر کسی که پاک باشه معصوم می گن.. ».
⏬ جواب شبکه ادیان به ایشون:

۱٫ تعداد فحش های ایشون در این کلیپ رو بشمارین. با این اوصاف آیا ایشون معصومه؟
سراسر کلام این استاد اخلاق پر از فحشه. اگه کسی که ادعای عصمت داره توهین بکنه ، به هیچ وجه قابل پذیرش نیست.
روایت: أَذَلُّ النَّاسِ: مَنْ أَهَانَ النَّاسَ. ذلیل ترین «مردم کسی است که به مردم اهانت کند.»

۲٫ کسی که در یه جوابیه معمولیشون بگه «احمق بیچاره کمتر از الاغ، کثیف، نفهم» می شه بهشون گفت استاد اخلاق و عرفان و سلوک؟!

۳٫ به این جواب ایشون می گن مغالطه. چون معصوم یه تعریف اصطلاحی داره و یه تعریف واژگانی و این دو تا با هم فرق می کنن. حالا اگه یکی رو به جای دیگری به کار ببره و معنای متفاوتی رو اراده کنه می شه مغالطه.
یه مثال براتون می زنم:
مقدمه اول: در باز است
مقدمه دوم: باز پرنده است
نتیجه: پس در پرنده است.

حالا به استدلال آقای تهرانی دقت کنید:
مقدمه اول: ۱۴ معصوم داریم
مقدمه دوم: هر کس گناه نکند معصوم است
نتیجه: پس من پانزدهمین معصوم هستم.

همان طور که مشاهده می کنید معنای معصوم در مقدمه اول با معنای معصوم در مقدمه دوم تفاوت داره. این تفاوت معنایی باعث می شه که نتیجه ما غلط باشه و مخاطب رو با این روش گول بزنیم. مثل همون مثال قبلی در باز است… .

حالا من نخواستم در این موضوع از اصطلاحات تخصصی علم منطق استفاده کنم و سعی کردم به زبان ساده مغالطه ای که ایشون به کار برده رو برای شما روشن کنم.

باید از این استاد اخلاق پرسید: اگر به هر کسی که پاک باشه معصوم می گن، پس چرا فقط چهارده معصوم داریم و شما خودتون رو  معصوم پانزدهم نامیدید⁉️ طبق استدلال و توجیه شما، شما باید معصوم چند میلیونم باشید نه پانزدهم☺️.

مریدان جناب شیخ، لطفا این جواب را هم به ایشان برسانید و سوالی که گفتیم را از ایشان بپرسید?..
کلیپ اولی با کیفیت پایین و حجم کم
کلیپ پایینی با کیفیت بالا و طبعا حجم بیشتر

برای استفاده از مطالب این کانال سودمند در تلگرام می توانید به ادرس زیر مراجعه فرمائید: (کانال تلگرام شبکه ادیان)

***********************************************************

  • متن وبلاگ سراب هدایت:

جناب شیخ، آن چهارده نفری که خودت را پانزدهمین آنها معرفی کردی، عصمتشان مثل عصمت بچه شش ساله نیست. عصمت آنها ریشه در برخورداری از روح القدس دارد، ولی مفهوم عصمت بچه شش ساله این نیست که خطا و اشتباه نمی کند، بلکه مقصود این است که برایش گناه نوشته نمی شود.

عصمت چهارده معصوم  عصمتی است که صاحب آن از کوچک ترین اشتباه و خیال و توهم گناه و خطا به دور است. لازمه این مقام  بر اساس روایات متعدد  بهره مندی از روح القدس است و کسی غیر از معصومین آنرا ندارد.

جابر از امام باقر (علیه السلام) از مبدأ علم پیامبر پرسید و امام فرمود: ای جابر در انبیا و اوصیا پنج روح است: روح القدس، روح ایمان، روح حیات، روح قوت و روح شهوت. ای جابر به وسیله روح القدس است که از زیر عرش تا درون فرش را می‌دانند، سپس فرمود: ای جابر به این چهار روح اخیر آفت می‌رسد، ولی روح القدس سرگرمی و بازی ندارد.

جناب شیخ یک اشتباه اساسی دیگر هم در منبر کردی، آنجا که گفتی: معصومین اختیار گناه ندارند ولی ما خودمان گناه نمی کنیم!

عصمت انبیا و امامان (ع) به هیچ وجه غیر اختیاری نبوده و برخاسته از ایمان قوى و آگاهى هاى برتر آنان است، زیرا آنان نیز مانند دیگر افراد بشر داراى غرایز و علائق مادى و گرایشات فطرى و الهى (هر دو) هستند و مى توانند به اختیار خود راه سعادت یا شقاوت را برگزینند.

 منشأ عصمت معصومین علم قطعی ، شهودی و وجدانی به حقایق امور و عواقب اعمال است ؛ به طوری که سبب می‌شود اراده انسان قوی و در نفس او قوه ای ایجاد شود که او را از انجام گناه و لغزش محافظت می‌کند .

 معصومین (علیهم السلام) از طرفی علم قطعی به عواقب گناه دارند و از طرف دیگر ذات خداوند را به حقیقت شناخته اند و می دانند که با انجام معصیت ، از دستور چه کسی سر پیچی خواهند کرد ؛ لذا در تمام طول عمرشان حتی فکر گناه را هم نمی کنند ؛ با این که در انجام آن قدرت کامل دارند.

 شیخ بهتر است بدانید بالاترین مقامی که بنده می تواند به آن در اثر دوری از گناه و اشتباه و ترک محرمات و حتی مکرهات و انجام واجبات و مستحبات برسد مقام “تالی تلو معصوم” است و مقامی است که حضرت ابوالفضل علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها داشتند که این هم هرگز قابل مقایسه با عصمت ائمه معصومین (ع) نیست.

جناب شیخ! این چهارده نفر پانزدهمی ندارند؛ خودت را خسته نکن!

 جناب شیخ! دلم برای پامنبری هایت خیلی سوخت از اینکه در منبر این هفته مستاصل و درمانده شده بودی و به هر توجیه مضحکی دست دراز میکردی تا ثابت کنی معصوم شخص مهمی نیست و هرکس مثل شما گناه نکند معصوم است!

جناب شیخ! شما معصوم نیستید، شما حتی با الفبای عرفان فرسنگها فاصله داری. عارف شخصی چون آیت الله بهجت است که حتی کلمه آیت الله را برای خود نپسندید و خود را در رساله احکامش “العبد” نامید ولی تو خودت را اول ” شیخ تهرانی” نامیدی بعد تهران برایت کوچک آمد خودت را “جهانی” نامیدی و بازهم در جهان هم جایت نشد خود را “قیامتی” خواندی! راستی خوب شد ما به موقع رسیدیم وگرنه خودت را “خالق خدا” هم لقب میدادی!

جناب شیخ قیامتی! اگر در مورد معصوم پانزدهم سکوت میکردی کمتر آبروریزی میشد تا اینکه با آن تعاریف عجیب و توجیهات بی وجه بر جهل مرکب خود مجددا صحه بگذاری و عوامیت خود را بیشتر آشکار کنی.

جناب شیخ گفته بودی هر جمله ات را ۵۰ سال طول میکشد مردم بفهمند ولی من بعید میدانم حتی پانصد سال دیگر خودتان هم بفهمید در مورد عصمت امامان چه گفتید!

 شیخ اینکه راحت به برخی بالای منبر فحش و ناسزا می گویی گناه نیست ؟ شیخ آیا اینکه برخی ها خرافات شما و نوه تان را قبول ندارند و دوست دارند به خدا و پیامبر و اهل بیت و قران وفادار باشند را حرام زاده و حرام لقمه خواندید، آیا گناه نکردید ؟  شیخ آیا اینکه نوه شیادتان را با الفاظی چون یدالله و عین الله و … برای مردم مقدس کردید گناه نکردید ؟ ایا اینکه خود را مهربانتر از خدا دانستید گناه نکردید ؟ آیا زمانی که مریدانتان بر شما سجده کردند و شما اعتراضی نکردید آیا گناه نکردید ؟ آیا اینکه یک منبر خودتان را بزرگتر از ۲۳ سال رسالت خدا معرفی کردید گناه نکردید؟ آیا زمانی که به دور نوه تان طواف کردید گناه نکردید ؟ شیخ آیا ان زمانی که خود را سه تا مولا علی معرفی کردی گناه نکردی ؟ و هزاران ادعای ریزو درشت که کرده ای گناه نبود ؟ حال باز اصرار داری که معصوم پانزدهم  هستی؟

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ

بدترین جنبندگان نزد خدا کران و لالانی (از گفتن و شنیدن حق) هستند که اصلا تعقل نمی کنند

به نقل از وبلاگ سراب هدایت؛ با تصرف و تلخیص

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

۵۱ پاسخ

  1. بی نام گفت:

    این بنده خدا هم خودشو مسخره کرده هم مریدانشو. آخه این چه استدلالیه؟ مرغ پخته خندش میگیره. کسی که درکش از مسائل دینی تا این حد سطحیه چطور چهل سال روی منبر سخنرانی میکرده؟ چطور اطرافیان بهش اجازه میدن بالا منبر بره و حتی در کارهای هیئت کمکش هم میکنند؟
    حداقل عکس العملشون اینه که کمک به برپایی این جلسه نکنند.
    اجرتون با ائمه

  2. بنده خدا گفت:

    انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا.آقای بی سواد که این مطلبو نوشته و مغالطه کردی یرید در زبان عربی خواست یک طرفه بوده که طرف مقابل هیچ اختیاری در قبول آن ندارد.البته شما خودتونو به خواب زدید و فقط خدا باید بیدارتون کنه

    • مدیر گفت:

      اگه یه ذره و فقط یه ذره علم کلام رو بخونید از این حرفا نمیزنید. از شیخ اکبر که همچین انتظاری نداریم سوادش به این چیزا بکشه، شما که میتونید لطفا با مطالعه حرف بزنید. مراجعه کنید به کتاب عقاید استدلالی ج ۲، و کتاب آموزش کلام اسلامی ج۲

    • ناشناس گفت:

      شیخ کذاب از این ادم من پست تر ندیدم نمونه کامل فرعونه امروز فردا میگه من رسیدم ب درجه خدایی (العیاذبلله) ی چند تا خوابم ردیف می کنه … کتاب خواب شیخ جلد ۹۹

    • امین گفت:

      دوست گرامی جناب بنده خدا تفسیری که شما از ایه تطهیر ارائه کردید با ایات دیگر قران کاملا در تضاد هست یا باید بگیم قران دچار تناقض و تضاد شده یا برداشت شما از ایه اشتباه هست.تمام معصومین انسان هستند در قران سوره کهف ایه ۱۱۰ داریم (قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحی‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً)در این ایه به صراحت پیامبر رو بشری مثل بقیه انسانها معرفی میکنه که تنها تفاوتش در وحی است که به ایشان نازل میشده و به تبع این بقیه ۱۳ معصوم دیگه هم انسان هستن و با توجه به این موضوع ایاتی در قران داریم که نشان دهنده ازادی و مختار بودن انسان هست از جمله «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا؛ ما راه را به انسان نشان دادیم خواه پذیرا شود و شکرگزار گردد یا مخالفت کند و کفران نماید» (دهر/ ۳).و در آیه ۲۹ سوره کهف مى فرماید: «فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر انا اعتدنا للظالمین نارا؛ هر کس مى خواهد ایمان بیاورد و هر کس نمى خواهد راه کفر پیش گیرد ولى بدانند ما براى کافران آتش عظیمى فراهم ساخته ایم».دراینباره ایات فراوان هست در قران که اشاره به مختار بودن انسان داره.پس با توجه به قسمت اول که پیامبر و به تبع ایشان سایر معصومین انسان هستن و با توجه به قسمت دوم که انسان دارای اراده و مختار هست نتیجه گیری میشه که معصومین هم مثل بقیه انسانها قادر به انجام گناه هستن ولی گناه انجام نمیدهند به علت عصمتی که دارن و عصمت ویژگی و حالتی است که خداوند در معصومین قرار داده و مطابق با آن آنان از حقایق آگاه می‌شوند و به سمت بدی‌ها نمی‌روند، بنابراین معصومین(ع) توانایی گناه دارند،‌ اما به علت حالتی که خداوند در آن‌ها قرار داده است به سمت آن نمی‌روند.

  3. ناشناس گفت:

    سلام خیلی ممنون وخسته نباشید.ماچندین سال فریب اینهاراخوردیم ازشماخواهش دارم به کارتون ادامه بدهیدتاانشالله به یاری خدازودتردکان شان تخته شود.ومن الله توفیق

  4. ناشناس گفت:

    توی طول تاریخ هر کس دکانی تشکیل داد و کسانی و دور خودش جمع کرد فقط و فقط از جهل اطرافیانش استفاده کرد!!!
    دوستان مقام عصمت اکتسابی نیست که کسی بتونه به اون برسه بلکه انتصابی است از جانب خداوند برای این موضوع می توان صفحه ها روایت و حدیث و آیه قران آورد … گناه نکردن یکی از اثرات مقام عصمت است و اینطور نیست که اگر کسی گناه نکرد بگوییم که او معصوم است… کاش مقداری از عمرمون رو صرف یادگیری دینمون کنیم تا به این راحتی گول نخوریم….

  5. دولابی گفت:

    سلام
    بنده محقق و پژوهشگر معارف اسلامی هستم و اگر نیاز بود میتوانید برای روشنگری هایتان کمک کنم البته اگر توفیق داشته باشم.

  6. ناشناس گفت:

    برای جواب این اشکال مراجعه کنیدبه کتاب آیت الله بهخجت بنام () .من چند جمله این کتاب روبراتون میارم که اززبان آیت الله بهجت نقل شسده است که ایشون دراین کتاب حضرت ابالفضل(ع) وحتی سلمان ومقدادرو معصوم میدونند.وحتی دراین زمان هم کسانی رو معصوم معرفی میکنند برادر.دیگه آیت الله بهجت رو که قبول داریددیگه؟؟!!!.مطلب دوم هم اینکه اگربه کتاب مفاتیح الجنان صفحه ی ۹۳۲ (اشاره بجلالت پسران امام علی نقی(علیه السلام))که درمورد حسین پسر امام نقی(ع)میفرماید که (بس است در جلالت آن جناب که قابلیت و صلاحیت امامت را داشت و فرزند بزرگ هادى علیه السلام بود و در فوت او حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام گریبان خود را چاک فرمود)به جمله دقت کنید:(بس است در جلالت آن جناب که قابلیت و صلاحیت امامت را داشت)ودیگر اینکه(جلالت حسین پسر امام هادى علیه السلام:در جلالت آن جناب که قابلیت و صلاحیت امامت را داشت و فرزند بزرگ هادى علیه السلام بود و در فوت او حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام گریبان خود را چاک فرمود)به جمله دقت کنید(بس است در جلالت آن جناب که قابلیت و صلاحیت امامت را داشت).برادر عزیزمن این جملات رو برای مجادله نیاوردم.فقط خواستم بگم که میشه غیر از ۱۴معصوم معصوم دیگری باشه البته طبق فرموده ی آیت الله بهجت که انشاالله شما هم قبولشون دارید.یامثلا انسان میتونه انقدر به ایمه اطهارنزدیک بشه که قابلیت وصلاحیت امامنت روداشته باشه.پس لطفا با علم کافی استدلال کنید.

    • مدیر گفت:

      از اینکه سعی می کنید بر خلاف شیخ اکبر بحثتون رو علمی و مستند ارائه کنید ممنونم. من یه سوال مشخص دارم .ممنون میشم اگه جواب بدید. اگر قرار باشه کسی معصوم پانزدهم باشه اون شخص قطعا یا حضرت عباسه و یا حضرت زینب یا محمد فرزند امام هادی یا حضرت معصومه و یا خیلیهای دیگه…قبول؟! پس چجور شد که شیخ اکبر شده معصوم پانزدهم…لطفا توجیه نکنید چون به وضوح میگه که ائمه ۵۰بار گفتند ما تا حالا ۱۴ تا بودیم و الان شدیم ۱۵تا.. در مورد اینکه عصمت غیر ائمه با عصمت دیگر افراد فرق میکنه حرف زیاده..شما همین یه دونه رو جواب بدید تا مشکل حل بشه

  7. ناشناس گفت:

    جلالت حسین پسر امام هادى علیه السلام

    مؤلّف گوید معروفست که در نزد قبر عسکریین علیهماالسلام قبور جمله اى از سادات عظام است که از جمله آنها است حسین پسر امام على النّقى علیه السلام و من بر حال حسین مطّلع نشدم لکن آنچه به نظرم مى رسد آنستکه سیدى جلیل القدر و عظیم الشّاءن بوده زیرا که من از بعضى روایات استفاده کردم که از مولاى ما حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام و برادرش حسین بن على تعبیر به سبطین مى کردند و تشبیه مى کردند این دو برادر را به دو جدّشان دو سبط پیغمبر رحمت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام و در روایت ابوالطیب است که صداى حضرت حجّه صلوات الله علیه شبیه بود به صداى حسین

  8. ناشناس گفت:

    البته آیت الله بهجت فرمودند چهارده معصوم (علیهم السلام) معصوم ازخطا واشتباه بودند ولی بقیه معصوم از اشتباه میتونند بشوند.

  9. ناشناس گفت:

    اصلاحیه:البته آیت الله بهجت فرمودند چهارده معصوم (علیهم السلام) معصوم ازخطا و(خطییه) بودند ولی بقیه معصوم از خطییه میتونند بشوند(نه معصوم از خطا)

  10. ناشناس گفت:

    اسم کتاب هم اینه:آینه ی حقیقت نویسنده:م.رحمتی

  11. @حر@ گفت:

    اره دیگه منابعی که شما میگید درجه اوله !
    اما آیت الله بهجت درجه اول نیست!!!؟؟؟
    شما سر وقتش امام زمانم رد میکنید
    چه برسه به شیخ علی اکبر
    شایدم امام زمان که آمد میگید باید حوزه رفته باشه
    زیر بار حرف حقم نمی رید
    منافق که شاخ و دم نداره

  12. ناشناس گفت:

    سلام.اولا باتوضیحات مستدلی که من دادم وشماهم قانع شدی مشخص میشه که استاد بزرگوارما براساس علم ومستند صحبت میفرمایند واین شما هستید که ئبارد عصمت غیر ایمه اطهار علیهم السلام حرفهاتون غیر علمیه.
    ثانیا موضوع اشکال شما عصمت در غیر امامن معصوم بوده که الحمدلله حل شده.
    ثالثا اینکه این رو از خود معصومین (ع)بایدبپرسید که ئچراایشون رو پانزدهمی معرفی کردند.چون این مطلب رو استادما ازقول ایمه(ع)فرمودند ونه خودشون.هرچند بارجوع به احادیث معتبری که درباره ی شیعیان آخرالزمان به ما رسیده متوجه میشی که ایمه(ع)توی اون احادیث شیعیان آخرالزمان رو بهترین شیعیانشون معرفی میکنند.

  13. ناشناس گفت:

    مثلا رسول خدا(ص)فرمودند:سلمان منا اهل البیت.حالا بنظرشما سلمان امام زاده بود؟!حتب عرب هم نبود.
    دیگه اینکه رسول خدا(ص)بازم فرمودندکه کسانی که در آخرالزمان به دستورات دین ما عمل کنند ودینشون رو حفظ کنند برابربا هفت هزار سلمان خواهند بود

    • مدیر گفت:

      خب اگه اینجوره جناب سلمان معصوم ۱۵مه نه آقای شیخ!!! ایشون خوشبنانه میشه معصوم ۱۵ میلیونُم..

  14. ناشناس گفت:

    دلیل درستی وپاک بودن استاد ما هم اینه که توی این چهل پنجاه سال هنوز کسی (حتی نزدیکترین اشخاص به ایشون) اعم از غریبه ودوست وفامیل وهمسایه و…. کوچکترین گناهی از ایشون ندیدند.

    • مدیر گفت:

      ما که تو این چند ماهی که صحبتهاش رو گوش دادیم کلی گناه دیدیم. عجب و تکبر و بی ادبی و … دیدیم

    • مدیر گفت:

      ما که تو این چندماه تکبر و عجب و بی ادبی و تهمت و … رو دیدیم. اونا لابد نخواستن ببیند.

    • امین گفت:

      گناه بالاتر از منم منم کردن؟گناه بالاتر از تکبر؟گناه بالاتر نسبت زنازاده دادن به مخالف؟گناه بالاتر فحش و توهین؟

    • ناشناس گفت:

      هه هه..چشم بسته غیب گفتی…استاد شما از خونش بیرون نمیاد که عیارش مشخص شه..اما بزرگترین گناهش تکبرشه و مقدس نماییشه، خواب گراییشه، بی ادبیشه…منی که دارم اینارو مینویسم متاسفانه از ایام نوجوانی ۱۰سالی اونجت میرفتم…چشمتونو باز کنید

  15. @حر@ گفت:

    چرا نظرات منا نذاشتی رو سایت!

  16. ناشناس گفت:

    تکبردربرابرمتکبر عین عبادته.البته طبق فرموده ی ایمه معصومین علیهم السلام.واینکه رساندن احکام دین وآیات قرآن به گوش مردم تکبر وبی ادبی محسوب نمیشه برادر.اونجایی تکبر بحساب میاد که طرف بالای منبر قرآن وسخنان ایمه اطهار(ع)رو بذاره کنار واز خودش حرف بزنه.التماس دعا.

  17. ناشناس گفت:

    ازخود حرف زدن یعنی بجای قرآن خواندن وحدیث گفتن یه مشت چرت وپرت به مردم تحویل بده.

  18. ناشناس گفت:

    در قرآن آیه ای هست که میفرماید اون کسانیکه راحت پشت سر مردم حرف میزنند اگربررسی کنی یاازراه زنا هستند ویا شرکت شیطان

  19. سعید گفت:

    من واقعا در تعجب از این بحث ها !!!!
    به نظر میرسه که انگار بعضی از دوستان دوتا حدیث هم درباره ۱۴ معصوم علیهم السلام نخوندن که اینطوری مقام و منزلت اون بزرگواران رو پایین میارن، مقامی که حتی بزرگترین انبیا هم در کنار اونها قرار نمیگیرن چه برسه به…. خداوند در قرآن می فرماید و از شیعیان او ابراهیم(ع) بود (۸۳ سوره صافات) برید تفاسیر رو توی این باب بخونید متوجه میشید از جمله امام صادق (ع) می فرمایند که حضرت ابراهیم از خداوند می خواهد که او را از شیعیان امام علی (ع) قرار دهد نه جزئی از ۱۴ معصوم!!!!!!!!!!!!!!!!! حتی پیغمبر اولوالعزمی چون حضرت ابراهیم (ع) خود را از شیعیان اون بزرگواران می داند حال ما چطور جرات میکینم چنین جسارتهایی به محضر ۱۴ معصوم کنیم.
    در احادیث از معصومین (ع) داریم که هیچ کسی را با ۱۴ معصوم مقایسه نکنید، هیچ کس حتی انبیا حال…..
    درباره مقام عصمت:خداوند این مقام را به حجت هایش داده است و اینطور نیست که هرکس حتی با هزاران سال گناه نکردن و عبادت به درگاه خدا به آن برسد… دوستان لطف کنند به جای گوش دادن به حرفهای این قبیل افراد خودتون برید کتابهای احایث رو در این باب بخونید انقدر واضح بیان شده که ان شاالله متوجه میشید

  20. mehdi گفت:

    با سلام،و عرض ادب به محضر مدیر محترم
    برادر ارجمند من چندین جلسه قرآن شیخ
    تهرانی را رفته ام.و ایشون سخنانش از روی قرآن
    و احادیث ائمه میباشد.و به هیچ وجه منم،منم
    نمیکنه.در ضمن سفارش رسول اکرم ص اینه
    که در آخر الزمان ،به راویان حدیث مراجعه کنید
    و شیخ ۴۰ سال است که با آیات و روایات
    سروکار دارد.و اگر برخی مطالب برای شما
    ابهام دارد.لطفا بیشتر سخنرانی ایشون رو
    گوش دهید.ضمنا ایشون عارف دروغین نیست.
    و این تعبیرات برخی از گروهها و جریانات
    بر علیه ایشونه ،که باعث میشه شیخ مخالفان
    آیات و روایات رو نجس یا زنا زاده معرفی
    کنه.حملات شماها و فیلم برداری های
    مخفیانه شما و زیر زره بین گرفتن ایشان
    طی سالیان متمادی ،واینگونه حمله کردن
    شماها به ایشان بسیار نا جوانمردانه میباشد.
    چه بسا جریان فراماسونری،یا فرقه ظاله
    بهائیت،به شما عزیز دلسوز اطلاعات قلط
    داده باشند.
    ولی اگر شما به معارف شیخ شک دارید،
    من پیشنهاد میکنم یک مساحبه چند نفره
    به همراه شیخ در صدا و سیما ترتیب دهید
    بیشتر حملات به نظر سازماندهی شده
    میباشد.و من از مدیران ارشد حوزه ها درخواست
    دارم تا با بی طرفی حد اقل ۵۰ سخنرانی شیخ
    را گوش بدهند،تا ثابت شود ،ایشون آنقدرها
    که شما میگوئید ،بی علم و دانش نیستند
    البته با جریان مهدویت در ایران مبارزه
    میشود.واینگونه کوبیدنهای شما به دور از
    انتظار نیست.
    اگه دلسوز هستید،و قصد اصلاح دارید
    لطفا از صدا و سیما کمک بگیرید،تا فتنه
    درست نشود.
    چراغی را که ایزد بر فروزد
    هرآنکس پف کند ریشه اش بسوزد
    ضمنا چون ملاک را دین و قرآن و حدیث
    قرار دادید،خوب است دایره را وسیع تر کنید
    ودر خصوص کارنامه و عملکرد ۳۸ ساله نظام
    دینی هم اجازه دهید تا مردم ریز شوند
    و صحبت کنند.
    تا ببینیم قرآن و سنت کدامتان را تأئید میکند
    التماس دعا.

    • مدیر گفت:

      ما در مورد ایشون کم مطالعه و تحقیق نکردیم و به این نتایج رسیدیم. بهتر است شما با عالمان حقیقی دین ارتباط برقرار کنید

    • امین گفت:

      دوست گرامی برای اینکه متوجه بشید راویان حدیث کی هستند زندگی امام صادق ع رو مطالعه کنید و اصحاب اون حضرت که چه کسانی رو برای بیان فتوا یا احادیث یا تفسیر قران یا مسائل کلامی و کلا علوم اسلامی تعیین یا مورد تایید قرار میدادن بعد که شناخت کافی پیدا کردید مقایسه کنید رفتار و علم اصحاب امام صادق ع رو با اقای تهرانی و نتیجه گیری کنید

  21. @حر@ گفت:

    همین که همگی سر شیخ دعواشون شده و یکی قبولش داره و یکی ردش میکنه شده کلید بهشت و جهنم
    اونی که قبول داره و سخناشونا عمل میکنه بهشت
    اونی که رد میکنه جهمم

    • مدیر گفت:

      چه استدلال جالبی!!

    • امین گفت:

      یعنی شما در تمام مسائل زندگی به این شکل استدلال میکنید؟الان اهل سنت سه خلیفه اول و معاویه رو قبول دارن ولی شیعه قبول نداره درباره اونها هم همینجوری استدلال میکنید؟مبنای استدلال باید قران وسنت و گفتار معصومین باشه نه اینکه یه عده قبول دارن یه عده ندارن

  22. ناشناس گفت:

    هر بچه ای متوجه انفعال این کذاب میشه
    مونده چطور گندی رو که زده ماست مالی کنه
    فحش میده بی نوا بدبخت
    اون ائمه نبودن که ۵۰ بار گفتن
    شیطون بوده که نصف شب تو نطفه تو شریک شده و در گوش مادر گفته ،،،،،!،،،،،،!!!!
    چه غلطا معصوم ۱۵
    یارو تف میکنه تو لیوان ببرن جهت تبرک
    آدم یاد جعال حدیث میفته
    جناب کلید دار
    راستی از کی فروش پیاز عه شروع میشه!!؟

  23. امین گفت:

    مفهوم عصمت را توضیح دهید و بفرمایید، آیا غیر از امامان معصوم(ع)، افراد دیگری می‌توانند دارای عصمت باشند؟
    پاسخ اجمالی
    در فرهنگ عقاید، آن که دارای مقام عصمت است، “معصوم” نامیده می شود. معصوم کسی است که به واسطه ی لطف مخصوص خدا از هرگونه آلودگی به گناه و کارهای زشت و ناپسند امتناع می کند و از کوچک ترین اشتباه، خطا و فراموشی به دور است. البته چنین حالتی، نه از روی جبر و بی اختیاری، بلکه توأم با امکان و اختیار توانمندی در انجام گناه و اشتباه است. آنچه باعث می شود که اختیار نسبت به انجام اشتباهات هرگز به ارتکاب خطا و گناهان نینجامد، وجود عواملی چند در شخص معصوم است: “علم حقیقی به واقعیت امور بد و نیک”، “تأیید و توفیق ویژه از سوی خدا” و “بهره مندی از روح القدس”؛روحی مقدس و مطهر که همراه همیشگی معصوم است و … .

    غیر از پیامبران الاهی و چهارده معصومی که در اسلام معرفی شده اند، شخص دیگری معصوم نیست؛ زیرا دلیلی وجود ندارد تا اثبات کند دیگران نیز از “روح القدس” برخوردارند.

    اما توجه به این نکته ی بسیار مهم نیز لازم است که عدم عصمت شخصیت های با عظمتی مانند: حضرت اباالفضل، حضرت ابوطالب پدر امیرالمؤمنین (ع) ، مادران مطهر و پاک معصومین، حضرت علی اکبر و … ، به معنای گناهکار بودن آنان نیست، بلکه اینان فراتر از “عدالت” و پایین تر از “عصمت” اند.

    اصولاً در فرهنگ ارزشیابی اسلام با سه واژه به ارزیابی شخصیت مثبت انسان ها می پردازند:

    ۱٫ عدالت: داشتن حالت روحی پیشتازی در انجام واجبات و ترک گناهان.

    در این رتبه، صرف عمل به واجب و ترک حرام کفایت می کند و اگر از گناه کبیره اجتناب گردید و بر گناهان صغیره اصراری نشود به “عدالت” منتهی می گردد.

    ۲٫ عظمت: فراتر از عدالت است و صاحب آن دارای روحی درخشنده و نورانی است و در زمره ی بندگان صالح خدا محسوب می گردد.

    ۳٫عصمت: صاحب آن از کوچک ترین اشتباه و خیال و توهم گناه و خطا به دور است. لازمه این مقام – بر اساس روایات متعدد – بهره مندی از روح القدس است.

    منبع:http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa1954

  24. امین گفت:

    مفهوم عصمت را توضیح دهید و بفرمایید، آیا غیر از امامان معصوم(ع)، افراد دیگری می‌توانند دارای عصمت باشند؟
    پاسخ تفصیلی
    در فرهنگ ارزشیابی اسلام، با سه واژه به ارزیابی شخصیت مثبت انسان ها می پردازند:

    ۱٫ عدالت: در اسلام آن کسی که روح خود را آن گونه تربیت کرده که در برابر گناهان و خطوط قرمز، پروا و خویشتن داری نموده و در مسابقه ی تسلیم و طاعت، همواره پیشتاز است، را “عادل” می گویند. چنین فردی دامن از چرک گناه، پاک کرده و در معرفت و مراعات دستورات الاهی، ممتاز است. این مرتبه حداقل مقام نیکان است و خواست خداوند، تلاش همگان در نیل بدین درجه است.

    راه رسیدن به این موقعیت، ترک گناهان کبیره و اصرار نورزیدن به گناهان صغیره است. اما لازم نیست که حتی فکر و خیال گناه هم نداشته باشد.

    ۲٫ عظمت: شخصی واجد عظمت است که فراتر از عدالت رفته و در زمره ی عبادالله صالحین و بندگان صد در صد پاک و پیراسته در آمده باشد. اینان روحی درخشنده و نورانی دارند که نه تنها در وادی گناه نیستند که از سایر آنچه کدورت روحی می آورد، پرهیز می کنند. از این عظمت با تعابیر گوناگونی همچون “ورع”، “زهد”، “تالی تلو عصمت” (مرتبه ی نزدیک عصمت) و صلیب الایمان[۱] و نافذ البصیره … یاد می شود.

    نکته ی قابل ذکر این که مقام پایین تر از عصمت و بالاتر از عدالت، که ما از آن به عظمت تعبیر کردیم، عرض عریضی دارد. همان گونه که عصمت هم درجاتی دارد و انسان به هر مقدار که به خدا نزدیک گردد از ولایت تکوینی، برخوردار می شود و توان تصرف در کاینات را پیدا می کند. لذاست که همه ی اولیای الاهی در یک رتبه بسر نمی برند.

    اما این بدان معنا نیست که هر کسی را یارای رسیدن و داشتن چنین مرتبه ای باشد؛ زیرا آنچه محور و فاکتور سنجش در این حالت است، بهره مندی از “نور” و دوری از “ظلمت” است. چه، این دو واژه در فرهنگ قرآن و اهل بیت (ع) منعکس کننده ی خوب ها و خوبی ها و حکایتگر بدها و بدی ها در گستره ی معانی و مصادیق ناپیدا و تو در توی شان هستند.

    از این رو نام نهادن برخی به “عبد صالح” و “صاحب نور روح” و “بهره مند از روح نورانی” در صلاحیت صاحب نور (خدا) و انوار محض پیامبران و ائمه معصومین (ع) است.

    در نتیجه: مقام عظمت، فوق عدالت است؛ زیرا در عدالت، ترک گناه کبیره و عدم اصرار بر صغیره کافی است. اما عبادالله الصالحین از ورع و زهد بالایی برخوردارند که سراسر وجودشان را به نحو مطلق شایسته ی لقب عبد صالح نموده.

    شخص عظیم و جلیل، از نورانیت روحی خاصی برخوردار است؛ زیرا عقل کامل و روح بلندش وی را از هر چه ظلمات دارد به دور داشته و فقط بر محور اعمال و عبادات و صالحات گردش می کند.

    این نورانیت مخصوص، محصول معرفت برتر، ایمان خالص، عمل صالح، طینت طاهر و در صدر همه، عنایت مخصوص ولی مطلق (خدا) و اولیاء مطلق او (معصومین) است.

    آن نور، تجسم تمام حقیقت افراد است. همچنان که ظلمت نیز پشت پرده ی واقعی برخی افراد می باشد.

    عبادالله الصالحین با تمام خوبی ها، واجد روح القدس نیستند و روح القدس روحی بزرگ و پاک است که فرشته نیست و همراه هیچ یک از پیشینیان نبوده مگر حضرت رسول الله (ص) و اوست که امامان (ع) را پشتیبانی می کند.

    جان کلام آن که:

    الف- هرچند برخی بسیار والایند، اما مرتبه ای که دارند، به پای سایه برج ملکوتی “عصمت” هم نمی رسد. عصمت به اموری نیازمند و وابسته است که حد اعلای آن فقط در ۱۴ معصوم (که درود خدا بر ایشان) یافت می شود. چرا و چگونه؟ با ما در ادامه ی گفتار همراه باشید تا بیابید.

    ب- شخصیت هایی از قبیل حضرت اباالفضل، حضرت معصومه، حضرت زینب، حضرت رقیه، حضرت ابوطالب، حضرت خدیجه، حضرت فاطمه بنت اسد (مادر بزرگوار امیرالمؤمنین)، حضرت علی اکبر و معدود اشخاصی از این نمونه، معصوم نیستند، اما همگی در مقام “عظمت” که جایگاه اولیای مخصوص خداست، جای دارند.

    شواهد عظمت مقام آن بزرگواران

    عصمت، از راه دلیل و ادعای شخص معصوم ثابت می شود و اولیای برگزیده ای که در مقام عظمت اند هرگز چنین ادعایی نکرده و دلیلی هم که شاهد وجود روح قدسی عصمت در آنان باشد، در دست نیست، اما دلایلی چند بر عظمت هر یک از آنان دلالت دارد که برخی از آن را یاد می نماییم:

    حضرت ابوطالب (ع)

    در حدیث آمده است: شخصی- به منظور طعنه زدن به حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) و لکه دار کردن پدر ایشان- در بین جمعیت (که در اثر تبلیغات سوء دشمنان حضرت، تصور می کردند جناب ابوطالب (ع) غیر مسلمان بوده) از آن حضرت می پرسد: … آیا پدرت در آتش جهنم در عذاب الاهی است؟! آن حضرت فرمود: به خداوندی که محمد را به پیامبری برگزید سوگند که پدرم هر گنه کاری را شفاعت می کند و خداوند نیز شفاعت او را می پذیرد. آیا ابوطالب پدر من در آتش جهنم عذاب می شود، در حالی که فرزندش علی، تقسیم کننده ی جهنم و نعمت های بهشتی است؟ قسم به خدا که نور پدر من در روز قیامت نور بقیه ی مردم را خاموش می کند به جز نور پنج تن را (۵ تن آل عبا)؛ زیرا نور پدرم از نور ماست و نور ما نیز دو هزار سال پیش از آفرینش آدم (ع) خلق شده است».[۲]

    حضرت خدیجه (ع)

    رسول خدا (ص) چنین از معراج خود گزارش کردند که موقع بازگشت از سفر آسمانی معراج، به جبرئیل گفتم: آیا کار و حاجتی داری؟ گفت: خواسته ام آن است که “أن تقرأ علی خدیجه من الله و منی السلام”؛ از طرف خدا و من، بر خدیجه سلام برسان….[۳]

    حضرت رسول اکرم (ص) در تفسیر آیه ی “إن الله اصطفی آدم و نوحاً و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین”؛ بی تردید که خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزیده و انتخاب کرده است”، فرموند: “و (از دیگر برگزیدگان) علی، و حسن و حسین و حمزه و جعفر و فاطمه و خدیجه اند که بر عالمیان، سروری و گزیدگی دارند”.[۴] و معلوم است که سلام الاهی بر شخصی فرود می آید که سلم و تسلیم محض باشد.

    حضرت فاطمه بنت أسد (مادر حضرت امیرالمؤمنین)

    دانشمند و حدیث پژوه بزرگ حاج شیخ عباس قمی (گردآورنده مفاتیح الجنان) درباره ی عظمت شخصیت این بانوی مکرم چنین می نویسد: “مقام جلیل و با شکوه ایشان – که خدایش از او راضی باشد – از واقعه ی به دنیا آوردن امیرالمؤمنین (ع) در کعبه، دانسته می شود و نیز این که او از پیشتازان (اظهار) ایمان بوده و یازدهمین نفری بوده که گرویدنش به اسلام را علنی نموده. او چنان بوده که رسول خدا (ص) وی را تکریم می کرد و همواره به عظمت، ستایش می نمود و او را مادر خطاب می کرد”.

    در روایت راویان اخبار آمده که هنگام وفات وی، رسول خدا (ص) اشک از دیده جاری کرد و سوگواری نمود. آن حضرت، پیکرش را در پیراهن مخصوص خود، کفن کرد و بر جنازه ی فاطمه بنت اسد، نماز خواند و چهل تکبیر در نماز ایشان گفت و خود، پیکر را در قبر نهاد و آماده ی سفر آخرت کرد…”.[۵]

    حضرت محمد (ص) در توصیف ایشان فرمودند: او از بهترین مخلوقات خدا بود که پس از ابوطالب، نیکی ها و خوبی هایی نسبت به من انجام می داد.[۶]

    ۳٫ سومین واژه ای که در نظام ارزش گذاری اسلام، کاربرد ویژه دارد، “عصمت” است که به توضیح گذرای آن می پردازیم:

    در فرهنگ عقاید، آن که دارای عصمت است، را “معصوم” گویند. معصوم کسی است که به لطف خدا از هرگونه آلودگی به گناه و کارهای زشت و ناشایست و پلید امتناع کند، آنهم نه به گونه ی جبری، بلکه در حالی که توان انجام آنها را داشته باشد، نیز از هرگونه اشتباه و خطایی به دور است. حضرت امام جعفر صادق (ع) در این خصوص می فرماید: “المعصوم؛ هو الممتنع بالله من جمیع المحارم. و قد قال الله تبارک و تعالی: و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم؛ معصوم کسی است که توسط خدا از همه ی گناهان حفظ می شود و خداوند در این باره فرمود: هر آن که به حفظ الاهی بپیوندد، به یقین به راه راست هدایت شد.[۷]

    نکته ی مهم: علم و عصمت رابطه نزدیکی به هم دارند. چندان که منشأ اساسی عصمت، علم و معرفت است. انسان وقتی چیزی را به حقیقت و واقعیت درک کرد، دیگر به آثار و پیامدهای آن نیز واقف شده و خود به خود در ترک یا انجام آن، استوار خواهد ماند.

    سر انحصار عصمت

    می پرسید: چرا معصومین به چهارده نفر خاص، محدود شده و اشخاص دیگری معصوم نیستند؟

    نکته ی اوّل: پاسخ را باید در نقش تعیین کننده ی اراده، حکمت و تقدیر خدا دانست. این گونه که چنین گزینشی ارتباط کامل به خواست خدا و مصحلت الاهی دارد. اما این خواست و تقدیر، مبتنی بر حکمت و علتی است. آنچه از مجموع متون دینی به دست می آید آن است که وجود و حیات آدمی انحصار به این چند سال حیات مادی دنیایی نداشته و خلقت روح، بسی پیش تر از آفرینش جسم است[۸]. از این رو تصمیم گیری ها و انعکاس های گذشته ی ما و نیز علم خدا به آینده هر یک از انسان ها و این که کدام یک رهرواند و کدام رهزن! دست به دست هم داده و موجبات استحقاق نیل به برخی شرافت ها و امتیازات؛از جمله عصمت، علم، نبوت، امامت، وحی را فراهم ساخته. جهت دریافت توضیحی فراتر و درخور، به این قسمت از متن دعای ندبه توجه فرمایید:

    “اللهم لک الحمد علی ماجری به قضائک فی اولیائک…؛ خداوندا تو درباره ی اولیا و برگزیدگانت، تصمیم و اراده ای کرده ای که ما در برابر آن خاشعانه، به ستایش و تسلیم می پردازیم. اولیای تو کسانی هستند که آنان را برای خودت و دین خودت، خالصشان گردانیدی. نشانه ی این گزینش و برتری بخشیدن، آن است که نعمت های ماندگار و با ارزشت که حد و مرزی ندارند و هرگز به کاهش و نیستی نمی گرایند را بر ایشان اختیار کردی. اما چنین برخورداری و بهره مندی، ریشه در این علت دارد که تو با آنان (در عوالم پیشین) شرط کردی که در جای جای درجات این سرای سوخته ی دنیا، زهدگرا بوده و در برابر ارزش ها و درخشش های آن، چشم پوشی کنند. آن گاه آنان چنین شرطی را پذیرفتند و تو نیز می دانستی که مرد وفایند، در نتیجه قبولشان کردی و در نزد خود مقرب ساختی و (در ادامه) ذکر علیّ خود و ثنای جلی و فراگیرت را بر آنان عرضه کردی (تا آنجا که) ملائکه ات را بر آنان نازل ساخته و با کرامت برخورداری از وحی، گرامیشان داشتی و از سفره ی علم مخصوص به خودت، به اینان بخشیدی و چنین کسانی را راهی به سوی خودت و وسیله ای به بهشت قرار دادی…”.

    با تدبر در فرازهای این دعا شریف، می یابیم که انسان ها در عوالم پیشین، صحنه ای از امتحان را فرارویشان مشاهده کردند که بر اساس آن، مسابقه قدر خود نکو دانستن و عظمت خود و ارتباط با خدا را به دنیا نفروختن به همگان عرضه شد، اما در این میان فقط اندکی پذیرای آن شده و شرط توجه و التزام به چنین آزمونی را مراعات کردند و چون خداوند هم می دانست که فقط اینان اند که بر سر عهد خویش، وفادارانه پافشاری می کنند، از این رو بهترین نعمت هایش را نثارشان کرد که از آن جمله است: تقرب، بهره مندی از ذکر علیّ، ستایشگری، نزول فرشتگان بر آنان، برخورداری از وحی و دانش مخصوص، وسیله ای جهت نیل همگان به بهشت بودن، راه وصول به خدا گشتن و … .

    این گونه بود که برخی امام شدند و برخی پیامبر، و برخی حایز مقام عصمت و در هر مقام نیز سلسله مراتبی نهفته که سزاوار اهل آن مرتبه است. اما باید دانست که مرتبت پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله (ص) و خاندان طاهرینش از همگان و برگزیدگان، فراتر و برتر است. چرا؟ و چگونه؟ در این گفته حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) بیندیشید: “خدای عزیز و جلیل، ما را این گونه تأیید نموده که روحی مقدس و مطهر همراهمان ساخته و آن روح، فرشته نیز هست و همراه هیچ یک از پیشینیان نبوده مگر رسول خدا (ص) و چنین روحی با یکایک ما امامان هست و اوست که امامان را پشتیبانی و موفق می کند. او عمودی از نور است که بین ما و خدای عزیز و جلیل قرار دارد”.[۹]

    نکته ی دوم: کمی یا فزونی آنچه خداوند مقدر فرموده، بسته به میزان واقعی نیازی است که به آن آفریده وجود دارد. همچنان که وجود دو گوش و یک زبان و دو دست حکایت از کافی بودن همین مقدار دارد، وجود فقط چهارم معصوم در دین اسلام، بیانگر عدم نیاز امت و مخلوقات به بیش از چهارده معصوم (ع) است و چون به همین مقدار بسنده شده، اسباب و عوامل عصمت آفرین نیز در اختیار سایرین قرار نگرفته و از جمله عوامل پدیدآورنده ی عصمت، وجود “روح القدس” است که پیش تر بدان اشاره نمودیم. اینک توضیحی پیرامون آن:

    شیعه معتقد است که خداوند متعال، بندگان برگزیده اش را با روح القدس تأیید می کند که به وسیله ی آن از خطا و لغزش و غفلت محفوظ می شوند. حضرت امام صادق (ع) می فرمایند: “مانا رسول خدا (ص) به وسیله ی روح القدس مورد تأیید و تسدید و توفیق الاهی قرار می گرفت و با وجود آن هیچ گاه در تدبیر امور مردم دچار خطا و لغزش نمی شد”.[۱۰]

    علاوه بر این، در روایات ائمه ی اطهار (ع) عصمت امام تنها به زمان امامت او اختصاص ندارد، بلکه پیش از امامت هم از عصمت الاهی برخوردار است. امام محمد باقر (ع) می فرماید: “ای جابر! ]امامان و پیامبران[ از زیر عرش گرفته تا زیر خاک را با روح القدس شناخته و به وسیله ی اوست که به تمام آنها علم دارند”.[۱۱]

    و نیز در حدیث دیگری می فرمایند: “و روح القدس همیشه در امام ماندنی و ثابت است و امام با آن ، همه ی آنچه در شرق و غرب و خشکی و دریاست می بیند. ]شخصی سؤال کرد:[ فدایت شوم: آیا امام با دست خود می تواند مثلا چیزی را که در مکانی مثل بغداد است را بگیرد؟ حضرت فرمودند: آری! و بلکه می تواند هر چیزی را که زیر عرش خدا باشد تصرف نماید”.[۱۲]

    این حدیث، حاکی از قدرت فوق العاده و تصرف امام در عالم آفرینش (تکوین) است که به اذن الاهی در اختیار او گذاشته شده است و از این معلوم می شود که علم با قدرت هم رابطه نزدیکی دارد.[۱۳]

    [۱] ایمان راسخ.

    [۲] بحارالانوار، ج ۳۵، ص ۱۱۰٫

    [۳] بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۷٫

    [۴] همان، ج ۳۷، ص ۶۳٫

    [۵] سفینه البحار، ، ج ۷، ص ۱۲۲، چ اسوه.

    [۶] بحار، ج۳۵، ص ۷۹٫

    [۷] معانی الاخبار، ص ۱۳۲٫

    [۸] نک: ترخان، قاسم، خلقت ارواح قبل از اجسام.

    [۹] ان الله – عزوجل ایدنا بروح منه مقدسه مطهره لیست بملک لم تکن مع احداً ممن مضی الامع رسول الله (ص) و هو مع الائمه منا تسددهم و توفقهم و هو عمود من نور بیننا و بین الله عزوجل…، بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۴۸٫

    [۱۰] و إن رسول الله (ص) کان مسدداً موفقاً مؤیداً بروح القدس لایزل ولایخطی فی شیء ممایسوس به الخلق؛ الکافی، دارالکتب، ج ۱، ص ۲۶۶٫

    [۱۱] فبروح القدس – یا جابر – عرفوا ما تحت العرش الی ما تحت الثری؛ الکافی، ج ۱، ص ۲۷۲٫

    [۱۲] بحار، ج ۲۵، ص ۵۸٫

    [۱۳] بیابانی، محمد، معرفت امام، ص ۷۳٫

    منبع:http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa1954

  25. ناشناس گفت:

    آنکه را اسرار حق آموختند
    مهر کردند و دهانش دوختند

  26. مهدی گفت:

    من فقط میخوام بدونم از کی پول میگیری که قران سر نیزهکردی وبا قران ناطق زمان داری میجنگی؟؟؟؟؟

  27. مهدی گفت:

    اینارو چرا جمشون نمیکنن…بزنن توسرشون جمشون کنن آبروی شیعه رو میبرن جاهلای کودن و

  28. حیدر گفت:

    سلام.حیرانم ازاینکه مسئولین سایت که پیداست اهل مطالعه و آگاه به عناوین دینی هستندچرااین کذاب راشیخ خطاب کرده و
    باعث توهین به این عنوان میگردند؟امام صادق(ع)شیخ الائمه
    است،آیا این ملعون بوئی ازشیخیت برده؟استخفارکنید.خداوندهم
    انشاالله یاریتان کنددراین روشنگریها.یاعلی مدد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.